بچه ها بیاید

برو بچس یه وبلاگ ساختم بیاید حتما سر بزنید... هرکسی ام خواست میتونه نویسنده بشه... تازشم چت رومم داره... جای اینکه کامنت بزارید و چت کنید یا اس بدید به هم دیگه بیاید روم قشنگ چت کنید...

آدرس وبلاگ : jozine.blogfa.com


آدرس چت روم : jozine.irchat.ir

از وبلاگم میتونید بیاید به روم... گوشه ی پایین سمت راست وبلاگ من کلیک کنید

سرود ملی عمو سبزی فروش !!!!!

داستانی که در زیر نقل می شود، مربوط به دانشجویان ایرانی است که دوران سلطنت «احمدشاه قاجار» برای تحصیل به آلمان رفته بودند و آقای «دکتر جلال گنجی» فرزند مرحوم «سالار معتمد گنجی نیشابوری» برای نگارنده نقل کرد:

چاره ای نداشتیم. همۀ ایرانی ها دور هم جمع شدیم و گفتیم ما که سرود ملی نداریم و اگر هم داریم، ما به یاد نداریم. پس چه باید کرد؟ وقت هم نیست که از نیشابور و از پدرمان بپرسیم. به راستی عزا گرفته بودیم که مشکل را چگونه حل کنیم. یکی از دوستان گفت: اینها که فارسی نمی دانند. چطور است شعر و آهنگی را سر هم بکنیم و بخوانیم و بگوئیم همین سرود ملی ما است. کسی نیست که سرود ملی ما را بداند و اعتراض کند.ما هشت دانشجوی ایرانی بودیم که در آلمان در عهد «احمد شاه» تحصیل می کردیم. روزی رئیس دانشگاه به ما اعلام نمود که همۀ دانشجویان خارجی باید از مقابل امپراطور آلمان رژه بروند و سرود ملی کشور خودشان را بخوانند. ما بهانه آوریم که عدۀ مان کم است. گفت: اهمیت ندارد. از برخی کشورها فقط یک دانشجو در اینجا تحصیل می کند و همان یک نفر، پرچم کشور خود را حمل خواهد کرد، و سرود ملی خود را خواهد خواند.

اشعار مختلفی که از سعدی و حافظ می دانستیم، با هم تبادل کردیم اما این شعرها آهنگین نبود و نمی شد به صورت سرود خواند.
بالاخره من [دکتر گنجی] گفتم: بچه ها، عمو سبزی فروش را همه بلدید؟ گفتند: آری.
گفتم: هم آهنگین است و هم ساده و کوتاه. بچه ها گفتند: آخر عمو سبزی فروش که سرود نمی شود.
گفتم: بچه ها گوش کنید! و خودم با صدای بلند و خیلی جدی شروع به خواندن کردم: «عمو سبزی فروش... بله. سبزی کم فروش... بله. سبزی خوب داری؟ . .. . بله» فریاد شادی از بچه ها برخاست و شروع به تمرین نمودیم.
بیشتر تکیۀ شعر روی کلمۀ «بله» بود که همه با صدای بم و زیر می خواندیم. همۀ شعر را نمی دانستیم. با توافق هم دیگر، «سرود ملی» به این صورت تدوین شد:

عمو سبزی فروش! . . . بله
سبزی کم فروش! . ... .. .. بله
سبزی خوب داری؟ . . بله
خیلی خوب داری؟ .. . . بله
عمو سبزی فروش! . . . بله
سیب کالک داری؟ .. . . بله
زال زالک داری؟ . . . . . بله
سبزیت باریکه؟ .. . . . . بله
شبهات تاریکه؟ .... . . . . بله
عمو سبزی فروش! . . . بله

این را چند بار تمرین کردیم. روز رژه، با یونیفورم یک شکل و یک رنگ از مقابل امپراطور آلمان، «عمو سبزی فروش» خوانان رژه رفتیم. پشت سر ما دانشجویان ایرلندی در حرکت بودند. از «بله» گفتن ما به هیجان آمدند و «بله» را با ما همصدا شدند به طوری که صدای «بله» در استادیوم طنین انداز شد و امپراطور هم به ما ابراز تفقد فرمودند و داستان به خیر گذشت.

ژاپنی شید...

هرکی میخواد اسمشو به ژاپنی بدونه بره ادامه مطلب ...

فقط قبلش بگم باید اسمتو به انگلیسی بنویسی و بعدش جایگزین کنی

ادامه نوشته

از دست دادن یک دوست ...

   بسم رب الشهدا و الصدیقین

 

در سوگ غم از دست دادن مرحوم مغفور شادروان جنت مکان خلد آشیان پدری مهربان و همسری دلسوز

                                                   آقا رضا آیت الهی

نشسته ایم.

روحش شاد و یادش گرامی باد

به همین مناسبت مراسم سوگواری این عزیز در همین وبلاگ برگزار میشود.

نظرات شما باعث شادی روح آن عزیز میشود.


در ضمن سرویس ایاب ذهاب از درب وبلاگ تا منزل ایشان ( واقع در یزد پلاک ۳ ) آماده ی سرویس دهی به دوستان این مرحوم میباشد.


ازطرف خانواده ی شنوایی شناسی - آقای اندرزگو - خانوم مهربونه ی تو سلف - مدیریت دانشکده - پلیس+۱۰ -استاد بنایی و سایر بستگان