ورود افراد متفرقه ممنوع !!!!!!!

 

 

Just for AUDIOLOGISTS

قسمت چهارم

ادامه نوشته

علی شریعتی

هر کس بد ما به خلق گوید                                         ما دیده ی دل نمی خراشیم

 

ما خوبیِ او به خلق گوییم                                            تا هر دو دروغ گفته باشیم

 

 

دکتر علی شریعتی

تبریک تبریک تبریک

به تمام دوستان کنکوری خودمون تبریک می گیم ..... ای شا الله در هر رشته ای که قبول 

شدند .... موفق و مفید باشند و بتونن به مردم کشورشون خدمت کنند ..... امیدوارم این قبولی 

نقطه ی توقفی برای شما دوستان نباشه بلکه انگیزه ای برای شروعی سرشار از انرژی باشد . 

تولد داداش احسان

احسان جوووون ای ای شاالله همیشه عین خورشید بدرخشی و آفتاب

 عمرت هزاران سال پرفروغ باشه

 

 

 

برنامه ترم 3

دوستان این برنامه رو من بالاخره از زیر سنگ گیر اوردم و توی صحت و

اعتبار اون هیچ شکی نیست . با خیال راحت انتخاب کنید .

 

ارزیابی بایه شنوایی      ۳ واحد

 

کار آموزی بزرگسالان ۱  ۱ واحد

 

آناتومی و فیزیولوژی شنوایی و تعادل  ۳ واحد

 

آناتومی و فیزیولوژی مغز و اعصاب   ۲ واحد

 

تربیت بدنی      ۱ واحد

 

اندیشه اسلامی ۱    ۲واحد

 

زبان عمومی      ۳ واحد

 

اختلالات زبان و گفتار         ۲ واحد

 

اختلالات ارتباطی        ۲ واحد

 

 

جمع اینها میشه ۱۹ واحد و دقیقا مطابق با همون برنامه و تعداد واحدی

هستش که گروه از ما می خواد .

 

 

مراسم تودیع و معارفه

با سلام خدمت همه ی دوستان عزیز

 

نتیجه ی رای گیری برای نماینده جدید به این صورت رقم خورد

 

که خانم آیینی با ۱۵ رای توانستند اکثریت آرا را کسب کنند

 

برای ایشان آرزوی موفقیت و سربلندی داریم .

کی شروع کنیم ؟؟؟

سلام و عرض ادب خدمت همه ی دوستان .... امیدوارم که تعطیلات خوش گذشته باشه و این یکی

دو هفته هم به سلامت به سر کنید .... این نظر سنجی در مورد تاریخ شروع کلاس ها هستش که

به منظور هماهنگی بیشتر اون رو گذاشتم .... از تمامی دوستان تقاضا دارم که گزینه ی مورد

نظرشون رو بدون توضیح انتخاب کنند .... از کسانی هم که با  نظر اکثریت مخالف هستن

صمیمانه تقاضا می کنم تا اگه براشون امکان داره بر طبق نظر جمع عمل کنن .

 

۱. شنبه ۲۳ شهریور

۲. شنبه ۳۰ شهریور

  

ممنون از توجه شما دوستان

یادگاری !!!!!!

 

این شما و این نوابغ ادیولوژی دانشگاه تهران

نماینده جدید ....

دوستان این قضیه نمایندگی خیلی داره طولانی میشه .... خواهشا توی همین بست بدون هیچ گونه دعوا و بحثی نظر بذارید .... فقط بگید کدوم گزینه رو به عنوان نماینده انتخاب می کنید .... خواهشا توضیح ندید فقط گزینه رو انتخاب کنید ..... خیلی ممنون

۱.خانم آیینی

۲. خانم یزدانی 

۳. آقای آدشیرین

۴. خانم آیینی و آقای آدشیرین

۵. خانم یزدانی و آقای آدشیرین

 

خواهشا همه نظر بدید تا این قائله ختم شه !!!!!! اصلا هم کاری به نظرات بقیه نداشته باشید . در ضمن این آخرین نظر سنجی هستش و نتیجه ی اون تغییر نمی کنه !!

آرش و بتول سادات 3.....

خوب در دو قسمت قبل داستان تا اینجا پیش رفت که آرش اونقدر عاشق بتول سادات شده بود که دیگه نمی تونست لبو نخوره.... اممممممااااااا چشمتون روز بد نبینه یه روز بتول سادات دیگه به پپامک های پر عشق آرش جواب نداد !!!!!! آخه چرا ؟؟؟؟ بر می گردیم به چند ساعت قبل از این قضیه ..... ینی روزی که بتول داشت دم رودخانه لباسا رو می شست و همچنین در حال جواب دادن به پیامک های آرش بود که ناگهان صدای عجیبی شنید .... یکی همش می گفت ..... بببببببباااااااااققققققققییییییی !!!!!! ..... یه دفعه دید یه سبد که توش یه خرسه گنده به همراه یه نامه بود کنار رودخانه گیر کرده به یه شاخه ..... رفت و سبد و به همراه همون خرس گنده ای که توش بود از آب کشید بیرون و نامه رو باز کرد ....

 متن نامه بدین شرح بود :

 

به نام خالق کرج (کلان شهر آینده )

من مادر این بچه هستم بگو خب !!!.... اسمش رو گذاشتیم ممد علی و فامیلیش هم زین کرین هستش بگو خب !!!! .... اولین روزی که به دنیا اومد دیدم به جای اینکه گریه کنه مدام میگه : باقی ... اولش فکر کردم ذکر میگه و منظورش (هو الباقی) هستش ولی بعد دیدم که نه بابا میگه عاطفه باقی !!!!!.... بهش که تازه دو روزش بود گفتم .... پسره چش سفید عاطفه کیه دیگه ؟؟؟؟ ولی دیدم نه خیر ول کن نیست و هی میگه عاطی باقی .... اینقدر گفت تا دیگه دیوونه شدم و با توافق پدرش تصمیم گرفتیم بذاریمش تو سبد و بذاریمش توی رودخانه کرج شاید کسی پیداش کنه و بتونه این بچه رو درمان کنه .... از یابنده خواهش می کنیم که هر وقت خوب شد دوباره بذارتش توی سبد و بندازه تو رودخانه ..... ما پایین رودخانه منتظر برگشت ممد علی هستیم البته فقط  توی وقت اداری ینی 8 تا 3 بعد از ظهر !!!!!

 

 

بله .... چشمتون روز بد نبینه .... بتول با یه نگاه عاشق این گنده بک !!!! شد ..... و ممد علی شد رقیب عشقی آرش ... خدا  رحم کنه ..... این داستان جذاب و دیدنی رو درقسمت های بعد حتما دنبال کنید !!!!!

 

هههههههههوووووووووورررررررررااااااااااا !!!!!!!!!!

فطر آمده خوردنی فراوان بخورید

 

پیتزا و کباب و مرغ بریان بخورید

 

دزدانه اگر در رمضان می خوردید

 

شوال رسیده پس نمایان بخورید

 

 

عید فطر مبارک

 

با تشکر از آرش بابت پیامک بامزه اش !!!!!!

بدون شرح ....

مگسی را کشتم

نه به این جرم که حیوان پلیدیست

بد است...

ونه چون نسبت سودش به ضرر, یک به صد است

 

طفل معصوم به دورسرمن می چرخید

 

به خیالش قندم ..

 

یاکه چون اغذیه ی مشهورش , تا به آن حدگندم!!

 

ای دوصد نور به قبرش بارد ..!

 

مگس خوبی بود..

من به این جرم که از یاد تو بیرونم کرد

مگسی را کشتم...

 

مرحوم حسین پناهی

 

خخخخخخخخ

هیچی بدتر ازین نیس که بری تو مهمونی هلو برداری فک کنی هسته جداست ؛ بعد نباشه و تا وسطای خوردنش آب از زیر آرنجت سرازیر بشه …
اه اه اه اه اه اه …
.
یک ژن در هر راننده ی ایرانی هست به این ترتیب که بعد از پشت سر گذاشتن یک خطر تصادف باید به مدت ۱۵ دقیقه تخته گاز رانندگی کنند تا نشان بدهند راننده‌ی قابلی هستند !
.
میگه دوستت دارم بی آنکه دلیلش رو بدوونم …
منم همین طرز فکرو نسبت به باز کردن درِ یخچال دارم …
.
میگن که که تو بهشت لازم نیست یه بار که یو اس بی رو میزنی به کامپیوتر درش بیاری برعکسش کنی دوباره بزنی !
همیشه بار اول همون جهتیه که باید باشه !
.

آدمهارو نه تو سفر و نه توی رابطه بلکه توی ایستگاه های صلواتی بشناسید …

دکتر شرفی
...........................................................................................................

بعضی اوقات حسرت وجود یه آدمی مث خودمو تو زندگیم میخورم !
واقعا خوش به حالتون …

.

من نمیدونم این چه کاریه که همیشه میگن باید ازصفر شروع کنیم،
من خودم یه بار از ۷۶ شروع کردم اتفاقا خیلی هم خوب جواب داد..!
.
.
بازی‌ های المپیک رو از کانال عربی می‌ دیدم، گزارشگر هر جمله‌ ای میگه مادربزرگم میگه آمین !
فک و فامیله داریم ؟
::
 دختر دایی ۱ سالو نیمه ام رفته در فریزرمون رو تا آخر باز کرده !
بهش میگم آخه فضول تو با یخچال چیکار داری ؟!
میگه : یخچال نیست فریزره !
کلا دیگه لال شدم !
فک و فامیله داریم ؟

::
پسرخالم رفته بوده خواستگاری ، توی صحبت دو نفره ، دختره : راستش من قصد ازدواج ندارم !
پسرخالم : منم اومده بودم خونه تون میوه بخورم برم
فک و فامیله داریم ؟
::
پسر داییم ۸سالشه ، استتوس زده : کسی فرکانس جدید نشنال جئوگرافیک نداره . . . ؟
من تا
۱۰سالگی جلو پنکه صدای اورانگتون درمیاوردم، اطرافیانم تشویقم میکردن
فک و فامیله داریم ؟
::

تلوزیون داشت مسابقات وزنه برداری نشون میداد !
من و داداشم هم داشتیم باهم حرف میزدیم !
بهداد سلیمی اومد بالایهویی بابام برگشت خیلی جدی گفت ساکت ! بزارید تمرکز کنه
من
داداشم :
مامانم:
بهداد سلیمی:
مخترع تلوزیون:
ادیسون توقبرش :
رضازاده کناردیوار :
ایرانسل حامی کاروان المپیک ایران :
فک و فامیله داریم ؟
::
بابام داشت چیپس میخورد یهو گفت اوه اوه چقدر تنده فلفلیه ؟ بعد روی چیپسو نیگا کرد گفت نه نوشته کچاپ ! بعد با خیال راحت شروع به چیپس خوردن کرد و به این ترتیب چیپس دیگر تند نبود !!!
فک و فام
یله داریم ؟
::
مادر بزرگم رفته تموم دوندون هاشو کشیده به جز یکیشو
میگم : چرا این یه دونه رو نکشیدی ؟!
میگه : میخوام با اون ؛ چادرمو بگیرم !
فک و فامیله داریم ؟


 

نظر سنجی برای خانم حبیب زاده .....

دوستان به نظر میاد خانم حبیب زاده با کسی به اسم سینا ( که نمی دونم چه نسبتی دارن ) سره انتخاب رشته اختلاف نظر دارند ..... به خاطر همین خواستار یه نظر سنجی از دوستان بودند :

 

سوالشون اینه : به نظر شما بین بزشکی و دارو کدوم بهتره ؟؟؟؟ دوستان حتما مشارکت بفرمایید .....

 

هم اکنون نیازمند یاری سبزتان هستیم .... کمیته راهنمایی سینا ( که نمی دونم کیه ) !!!!!

Happy Birthday

در نبود خانم آیینی به اجبار من این بار تولد دوستان رو تبریک می گم .....

 

خانم ترامشلو من از این حرفای عجیب غریب بلد نیستم فقط می تونم بگم :

 

به افتخار این هم کلاسی فوق العاده ساکت - فعال و در عین حال کاملا بی ادعا ..... دست و هورای بلند

 

با آرزوی سلامتی و موفقیت روز افزون برای شما

 

 

 

آرش و بتول سادات 2.....

این 2 تا از عکسای آرشه وقتی که میره لبوفروشی بتول سادات و با نهایت تعجب و تأسف میبینه اون واسه همیشه از اونجا رفته... بیچاره چه حالی داشته اون روزا...

 

 

 

با تشکر از سید عزیز که این عکس ها رو فرستاد !!!!!

دعا کنید ....

بچه ها امشب برای کنکوری ها هم دعا کنید تا ای شا الله هر چی صلاحشون هست

 قبول بشن چون تا کمتر از ۱۲ ساعت دیگه نتایج اعلام میشه

شریعتی ....

علی مظهر پیروزی در شکست است.ما همیشه پیروزی را در پیروزی می شناسیم

 
ولی علی درس بزرگی به ما داد و آن درس پیروزی در شکست است.

 
مگر با کلمات می توان از علی سخن گفت ؟


باید به سکوت گوش فرا داد تا از او چه ها می گوید ؟

 

سکوت با علی آشناتر است

 

.
"دکتر علی شریعتی"

 

بله بله بله !!!!!

صدا زد: ای خدای جهانیان!


جواب شنید: (بله)


گفت ای خدای نیکوکاران!


جواب شنید : (بله)


دوباره گفت : ای خدای اطاعت کنندگان!


جواب شنید: (بله)


این بار صدا زد: ای خدای گنهکاران!


جواب شنید: ( بله بله بله)


با تعجب گفت: خدایا،تو را خدای جهانیان، نیکوکاران، اطاعت کنندگان خواندم یک بار فرمودی (بله) ولی تو را. خدای گنهکاران خواندم سه بار گفتی (بله) حکمتش

چیست؟
جواب آمد:


مطیعان به اطاعت خود،


نیکوکاران به نیکوکاری خود،


و عارفان به معرفت خود اعتماد دارند،


گنهکاران که جز به فضل من پناهی ندارند، اگر از درگاه من نا امید گردند به درگاه چه

کسی پناهنده شوند؟!

آرش و بتول سادات !!!!!

این عکس مربوط به قدیما هستش .... داستان از این قراره که آرش توی دوران بچگی عاشق یه دختر لبو فروش توی ساوه می شه !!!!!

 

اسم دختره بتول سادات بوده و آرش اونقد دوسش داشته که نگو و نپرس !!!!

 

عکس پایین مربوط به اون زمان هستش ..... در این عکس آرش بی صبرانه منتظر تلفن بتول سادات هستش

 

 

گمشده ......

 

این عکس مطلق است به پریا آیینی ٬ 180 ساله از دهلران . در تاریخ 3 مرداد از وبلاگ

خارج شده ( در حالی که چاقو در دست داشتند و مث همین عکس غمگین و خسته

از روزگار و دلخور از بچه های کلاس !!!! ) و هنوز مراجعت نداشته و نظر نگذاشته اند .

از یابنده خواهش می شود در صورت مشاهده این فرد ٬ ایشان را در صندوق پست

انداخته تا به دست خانواده شان برسند !!!!! پیدا شدن ایشان مسلما سبب

خوشحالی اعضای خانواده به خصوص محمد حسام خواهد شد .

 

مشخصات : مدل 74 –  فنی سالم – بدون رنگ(ولی هر روز قبل اومدن به دانشگاه بتونه کاری شده) –  دارای بیمه نامه شخص ثالث !!!!!!

 

لازم به ذکر است که عکس بالا مربوط به دوران جاهلیت ایشان بوده و به همین دلیل

است که بدون روسری می باشد !!!   :)))))

 

با تشکر : از طرف کمیته نگران حال وخیم خانم آیینی ( به خصوص محمد حسام )

 

درد علی .....

درد علی دو گونه است : دردی که از ضربه ی ابن ملجم در فرق سرش احساس می

کند و درد دیگر دردی است که او را تنها در نیمه شب های خاموش به دل نخلستان

های اطراف مدینه کشانده.... و به ناله در آورده است.


ما تنها بر دردی می گرییم که از ابن ملجم در فرقش احساس می کند . اما این درد

علی نیست.


دردی که چنان روح بزرگی را به ناله آورده است ،تنهایی است که ما آن را نمی

شناسیم .


باید این درد را بشناسیم نه آن درد را ، که علی درد شمشیر را احساس نمی کند و...

ما


درد علی را احساس نمی کنیم...


(دکتر علی شریعتی)

آیت الله بهجت ....

به آیت الله بهجت(ره) گفتند: 

 

کتابی درزمینه اخلاق معرفی کنید 

 

فرمودند:

 

لازم نیست یک کتاب باشد یک کلمه کافیست که بدانی

 


"خدا می بیند"


 

اللهم عجل الولیک الفرج .....

ﺗﺎ ﮐــــﯽ ﻓﻘﻂ ﺟﻤﻌﻪ ﻫﺎ ﯾﺎﺩﺵ ﺑﯿﺎﻓﺘﯿﻢ؟ ﺍﯾﻦ ﺧﯿﻠﯽ


ﺩﺭﺩﻧﺎﮐـــﻪ ... ﮐﺴﯽ ﮐﻪ ﻣﺎﺭﻭ ﻫﺮ ﺷﺐ ﺗﻮ ﻧﻤﺎﺯ ﺷﺐ


ﻫﺎﺵ ﺩﻋﺎ ﻣﯿﮑﻨﻪ ﺭﻭ ﻓﻘﻂ ﯾﮏ ﺑﺎﺭ ﺩﺭ ﻫﻔﺘﻪ ﺍﻭﻥ ﻫﻢ ﺑﺎ


ﺩﯾﺪﻥ ﻏﺮﻭﺏ ﺩﻟﮕﯿﺮ ﺟﻤﻌﻪ ﯾﺎﺩﺵ ﮐﻨﯿﻢ ... ﺗﺎﺯﻩ ﺍﮔﻪ


ﯾﺎﺩﺵ ﮐﻨﯿﻢ ... ﺑﯿﺎﯾـــــﺪ ﺑﺎ ﺻﺪﺍﯼ ﺑﻠﻨﺪ ﻭ ﺭﺳــــﺎ


ﺑﺮﺍﯼ ﻇﻬــــﻮﺭﺵ ﺍﯾﻦ ﺟﻤﻠﻪ ﺭﻭ ﺑﺨﻮﻧﯿﻢ:

 

 ﺍَﻟﻠّﻬُﻢَ
ﻋَﺠّــــِﻞْ ﻟِــــﻮَﻟﻴـــــِﻚَ ﺍﻟْـــﻔــَــﺮَﺝ


  

طنز.....

مردم دنیا زمان رو ۳ حالت مبینن

اما ما ایرانیا ۴ حالت..؛

زمان گذشته ، زمان حال ، زمان آینده، زمـــان شـــاہ !

 

 

توصیه ی آمریکایی ها: سال اولی که یه مدل جدید ماشین میاد بیرون نخرید که کمپانی ایرادشو بفهمه و برطرف کنه و بعد سال دوم بخریدش!

توصیه ی ایرانی ها : سال اولی که یه مدل جدید ماشین میاد بیرون سریع بخرید تا هنوز کمپانی فرصت نکرده گند بزنه بهش ...

 

 

شماره های توی گوشیم ٩٩٪ بیخودنا ولی حالا کافیه یکیو پاک کنم ، فرداش مرگ و زندگیم دست همون یه نفره !

 

 


 

این فیلما که هستن وقتی فرزند خانواده تو اتاقشه مامان باباش میرن در میزنن و تا بچه اجازه نده نمیرن تو اتاقش …
اینا واقعین ؟ یا فتوشاپه ؟ یا خطای دید ؟

 

 

این کانال سه هم با این سریالاش !

یارو چشاش سبز آبیه ، چشمای لعیا زنگنه هم سبزه
بعد معلوم نیست این دو تا بچه چشم قهوه ای به کی رفتن !
زدن تو کاسه کوزه ی قوانین وراثت

 

 

فقط یه ایرانی میتونه پیتزا رو با دوغ ، نوشابه رو با آبگوشت ، سبزی رو با کوکوسبزی
و کالباس رو با نون سنگک بخوره!

 

داداش 5 ساله ی من از مهدکودک میاد خونه از دخترای مهدش حرف میزنه،اونوقت من با این سنم هنوز از مامانم پول میگیرم میرم سر کوچه نوشمک میخرم |: |: |:

 

 

ینی اینقدر که واسه “اینترنت شبانه رایگان” شب زنده داری کردم اگه واسه نماز شب،شب زنده داری میکردم الان یه سرور اینترنت مفتی تو بهشت داشتم!


 

من اصلا به آنتی ویروس اعتقاد ندارم چون ویروسای لپ تاپم بر اثر کهولت سن از بین میرن !

 

 


شنوایی شناسی آری یا نه ؟؟؟؟

خوب بچه ها یک سال از انتخاب رشته ی همه ی ما می گذره می خوام چند تا سوال بگم ولی می خوام همه صادقانه جواب بدید جوری که اگه یه نفر خواست رشته ی ما رو انتخاب کنه با دیدن این نظرات به یه نتیجه ی درست برسه :
ادامه نوشته

ای خدا ....

با خدا حرف بزن

با مخلوق اگر اشتباه حرف بزنی مچ ات را می گیرند

اما خدا این طور نیست

خدا به حرفهایت گوش می دهد

واین گوش دادن باعث می شود که حرف زدن یاد بگیری


"عارف بالله حاج اسماعیل دولابی"


 

میلاد امام حسن مجتبی .......

مژده ای دل نور چشم مرتضی آمد خوش آمد

 

شام میلاد امام مجبتی آمد خوش آمد

 

غم مخور ای دل که در ماه دعا و استجابت

 

بهر تأثیر دعا، روح دعا آمد خوش آمد

 

*********************************

سرمشق زندگی:


_مردی از امام خواست که دوستش باشد. امام فرمود: به سه شرط: از من تعریف مکن، مرا دروغ گو ندان و در حضور من از کسی غیبت مکن.

 

_عابدترین مردم زمان خود بود. بسیار پیاده و با پای برهنه به حج می رفت و هر گاه آیه «یَا أیُّهَا الَّذِینَ آمَنُواْ» را می شنید ، پاسخ می گفت: «لبیک اللهم لبیک؛ خداوندا! گوش به فرمان توام».

 

_هرگاه وضو می ساخت، بدنش از ترس خدا می لرزید و چهره اش زرد می شد. همین که از او علت را جویا می شدند، می فرمود: بنده خدا باید هنگامی که به درگاه او می رود، از ترس رنگ ببازد و تنش بلرزد.

 

_گوسفند زیبا و مورد علاقه ای داشت. یکی از غلامان، پای گوسفند را شکست. امام علت را پرسید. غلام گفت: برای اینکه تو را ناراحت کنم. امام با تبسمی دل نشین فرمود: ولی من در عوض تو را خشنود می کنم، و غلام را آزاد کرد!

 

_روزی مشغول غذا خوردن بود. سگی آمد و مقابلش ایستاد. یک لقمه خود می خورد و یک لقمه جلو سگ می انداخت. خواستند سگ را دور کنند. مانع شد و فرمود: شرم دارم از خدا که جانداری به غذا خوردن من بنگرد و من به او غذا ندهم.

 

_بسیار بردبار بود تا آنجا که مروان بن حکم ـ دشمن سرسخت او ـ در تشییع پیکرش اندوهگین بود. او را گفتند: تو که تا دیروز با او دشمن بودی، گفت: او کسی بود که بردباری اش با کوه ها سنجیده نمی شد.

 

_مانند جدش بدون تکبر و غرور روی زمین می نشست و با تهی دستان هم سفره می شد و می فرمود: خداوند، خود بزرگ بینان را دوست نمی دارد.

 

_ابوسفیان که برای بستن پیمان با پیامبر به مدینه آمده بود، ناامید شده بود. تا اینکه حسن چهارده ماهه زبان گشود و فرمود: ای پسر صَخْر! شهادتین بگو تا تو را نزد جدم شفاعت کنم. سپس امام علی(علیه السلام) فرمود: سپاس خدای را که خاندان محمد(ص) را هم سان یحیی بن زکریا قرار داده است.

 

_پرسیدند: چرا مرگ ناخوشایند است؟ فرمود: شما خانه آخرتتان را ویران و خانه دنیایتان را آباد کرده اید، و مسلماً انتقال از جای آباد به جای خراب، بر شما ناخوشایند است.

 

_آثار مرگ در چهره اش آشکار شد و او می گریید. علت را پرسیدند. فرمود: به دو دلیل ترس از قیامت و دوری از دوستانم.

 

 



میلاد با سعادت و سرور آور کریم اهل بیت

امام حسن مجتبی (ع)

بر شما دوستان عزیز مبارک

 

استاد مطهری .....

استاد مرتضی مطهری در کتاب حق و باطل جملاتی به این مضمون

 نوشته اند :

از کودکی همیشه این سوال برایم مطرح بود که :

چرا قطار تا وقتی ایستاده است کسی به او سنگ نمی زند؟

اما وقتی قطار به راه افتاد سنگباران می شود...؟

این معما برایم بود تا وقتی که بزرگ شدم و وارد اجتماع شدم دیدم

 این‏ قانون کلی زندگی ما ایرانیان است که هر کسی و هر چیزی

 تا وقتی که ساکن‏ است مورد احترام است!

تا ساکت است مورد تعظیم و تبجیل است اما همینکه به راه افتاد

 و یک قدم برداشت نه تنها کسی کمکش نمی‏کند ،

 بلکه‏ سنگ است که بطرف او پرتاب می‏شود

و این نشانه یک جامعه مرده است ولی یک جامعه زنده

 فقط برای کسانی احترام قائل است که :

متکلم هستند نه‏ ساکت، متحرکند نه ساکن، باخبرترند نه بی‏خبرتر
 

چشم ها رو باید شست!!!!!!

تــو مـغــازه یــه پـسـر بـچـه ی 5 6 سـالـه کـوچـولـو رو دیـدم کـه داشـت هـمـیـنـجـوری گـریـه مـی کـرد و بـه مـامـانـش مـی گـفـت مـن از اون لــواشــک بـزرگـهـا مـی خـوام مـامـانـش هـم بـهـش تـوجـه نـمـیـکـرد و مـی گـفـت کـوفـت بــخـوری...ایـن صـحـنـه رو کـه دیـدم بـه چـشـمـای مـعـصـومِ پـسـر بـچـه کـه پـر از اشـک شـده بـود نـگـاه کـردم و یـه لـبـخـنـد ریـز و مـجـلـسـی زدم و لــواشـک رو بـرداشـتـم و رفـتـم پـولـش رو بـه مـغـازه دار دادم و بـرگـشـتـم پـیـش پـسـره کـه خـوشـحـال شـده بــود و بــا لـبـخـند هـمـیـشـگـیـم بـسـتـه لــواشـک رو بـاز کـردم و دسـتـم رو دراز کـردم سـمـت پـسـره و آشـغـالـش رو دادم دسـتـش و گـفــتـم دلـت بـســـــوزه مــن لــواشــک دارم^_^ و بـا چـنـان مـلـچ مـلـوچـی شـروع کـردم لـواشـک رو لـیـس زدن کـه بــچـه طـفـلـک از گـریـه کـبـود شـد و جــان بـه جـان آفـریـن هـزار وسـیـصـد آفـریـن داشـت تـسـلـیم مـی کـرد کـه مـامـانـش یـهـو 2تـا بـا کـیـف زد تـو سـرم و بـهـم گـفـت کـصـافـطِ آشـغـالِ عــوضـی مـگـه مـرض داری اشـک بـچـه رو در مـی آری؟؟؟ و رفـت بـوسـش کــرد و بــراش لــواشـک خــریــد.....
کـوچـولـو ,درسـتـه زیـاد گـریـه کـردی و مـن از مـامـانـت کـتـک خـوردم ولـی تـنـهـا راهـی کـه بـه ذهـنـم رسـیـد کـمـکـت کـنـم بـه لـواشـک بـرسـی هـمـیـن بـود,مـنـو بـبـخـش^_^!!! بـاشـد کـه کـمـی بـیـنـدیـشـیـم!!!
و مـن الله الـتـوفـیـق,مــــــامــــــان تــسـبـیـح مــن کــــو ؟؟؟