به این میگن کله پُربار!!!!


یاس

سخته درسم
رسیده وقت رفتن
به سر امتحانی که میدونم تهش ردم
حس میکردم حرف استاد با خرخوناشه
اونجا بود که فهمیدم که این قصه اولاشه
و خودت میدونی که خراب کردم الکی جو نده
حرفای خونوادمه که نمکه زخممه
و تنها دل خوشیم ترم های بعدمه

الهی...

الهی! باخاطری خسته، دل به جود و کرم تو بسته…

دست از پاچه خواری اساتید شسته

و در انتظار نمرات نشسته ام.

گر پاس شوند کریمی، پاس نشوند حکیمی.

نیفتم شاکرم، بیفتم صابرم که چاره ای ندارم جز اینکه

 بر همین درگاه بمانم و بخوانم و بخوانم.

نه پای گریز از امتحان دارم و نه زبان ستیز با استاد…

اصلا الهی دانشجویی را چه شاید و از او چه باید؟

دستم بگیر که تو خدایی و درمانی و مرا همچو استاد نمی رانی...

هی هی هی....

هی هی هی هی
امتحانات تموم شده ولی...
بعضی از درسهاست که بازم باید ترم بعد برداریم
مثل زخم کهنه هست
ولی امیدی به کرم استاد نیز هست

پیغام گیر تلفن منزل شاعران!!!!!

پیغام گیر تلفن حافظ :

رفته ام بیرون من از کاشانه ی خود غم مخور!
تا مگر بینم رخ جانانه ی خود غم مخور!
بشنوی پاسخ ز حافظ گر که بگذاری پیام
زان زمان کو باز گردم خانه ی خود غم مخور!


ادامه نوشته

چنگیز خان مغول...!!!

اگه بدونید چنگیزخان با سوزوندن کتابای علمی

چقد از بار درسهایی که قرار بوده بخونیم کم کرده


هر شب جمعه واسش فاتحه میخونید !!!

زندگی خوابگاهی:

*ساعت 2 بعد از نصف شب :
* ساعت ۳ نصف شب(کل خوابگاه منهای سرپرست ) :

* ساعت 4 صبح :          


* وضعیت درس خوندن در خوابگاه :

* اولین روزهای خوابگاه :      

* گفت و گوی صمیمانه برسرآماده کردن صبحانه بعد از گذست چند روز :   

* پایان گفت و گو :     

* امکانات غذایی در خوابگاه :     



* طریقه ظرف شستن در خوابگاه (البته در خوابگاه دخترانه!چون پسرااصلا ازاین سوسول

بازی هاخوششون نمیاد!!!) :            

* اواخر ترم وضعیت ۷۰درصد دانشجویان (البته این مورد شامل دانشجوهای ما نمیشه) :

مراحل درس خوندن

روش های تقلب

روش هاي نوشتاري:

  • نوشتن روي کف پا، پس کله، پشت گوش و...
  • نوشتن روي ميز، پشت نيمکت، زير نيمکت، پشت مانتوي دختر جلويي و...
  • نوشتن روي دستمال دماغي، پاکت نامه و...
  • نوشتن و لوله کردن تقلب و جاسازي آن در سوراخ‌هاي مختلفي از جمله دماغ، دهن، فک پايين، دريچه‌ي آئورت و ...


روش هاي با کلاسي:

  • استفاده از ماشين حسابهاي مهندسي
  • استفاده از آيينه، موچين، لوازم آرايش، فيلم، عکس

روش هاي جوادي:

  • خر نمودن يک فقره بچه خرخون
  • خم کردن سر به روي ورقه‌ي طرف به صورت تابلو.


توجه:

اگر در اين امر تبهر کافي نداريد اصلا سمت اين کار نرويد که عواقبي جز ضايع شدن، اخراج شدن و تابلو شدن ندارد!

یاد سهراب بخیر....

اهل دانشگاهم ، روزگارم خوش نیست

ژتونی دارم ، خرده عقلی ، سر سوزن شوقی

اهل دانشگاهم ، پیشه ام گپ زدن است

گاه گاهی می نویسم تكلیف

می سپارم به شما

تا به یك نمره ناقابل بیست

كه در آن زندانی ست ، دلتان زنده شود

چه خیالی چه خیالی می دانم

گپ زدن بیهوده است

خوب می دانم دانشم بیهوده است

استاد از من پرسید

چقدر نمره زمن می خواهی

من از او پرسیدم ، دل خوش سیری چند

اهل دانشگاهم ، قبله ام آموزش

جانمازم جزوه ، مشق از پنجره ها می گیرم

همه ذرات وجودم متبلور شده است

درسهایم را وقتی می خوانم

كه خروس می كشد خمیازه

مرغ و ماهی خواب است

خوب یادم هست ، مدرسه باغ آزادی بود

درس بی كرنش می خواندیم ، نمره بی خواهش می آوردیم

تا معلم پارازیت می انداخت ، همه غش می كردیم

كلاس چقدر زیبا بود و معلم چقدر حوصله داشت

درس خواندن آنروز ، مثل یك بازی بود

كم كمك دور شدم از آنجا

بار خود را بستم ، عاقبت رفتم در دانشگاه

به محیط خشن آموزش و به دانشكده علوم سرایت كردم

رفتم از پله كامپیوتر بالا ، چیزها دیدم در دانشگاه

من گدایی دیدم در آخر ترم

در به در می گشت

یك نمره قبولی می خواست

من كسی را دیدم ، از دیدن یك نمره ده

دم دانشگاه پشتك می زد

من نمی خندم اگر دوست من می افتد

من نمی خندم اگر نرخ ژتون را دوبرابر بكنند

و نمی خندم اگر موی سرم می ریزد

من در این دانشگاه

در سراشیب كسالت هستم

خوب می دانم استاد ، كی كوئیز می گیرد

برگه حذف كجاست ، سایت و رایانه آن مال من است

تریا، نقلیه و دانشكده از آن من است

ما بدانیم اگر سلف نباشد ، همگی می میریم

و اگر حذف نباشد ، همگی مشروطیم

نپرسیم كه در قیمه چرا گوشت نبود

كار ما نیست شناسایی مسئول غذا

كار ما نیست شناسایی بی نظمی ها

كار ما شاید اینست كه در مركز پانچ

پی اصلاح خطاها برویم

اهل دانشگاهم ، رشته ام علافی‌ست

جیب‌هایم خالی ست 
 

پدری دارم ، حسرتش یك شب خواب

دوستانی همه از دم ناباب 

اهل دانشگاهم ، قبله‌ام استاد است ، جانمازم نمره

خوب می‌فهمم سهم آینده من بی‌كاریست 

من نمی‌دانم كه چرا می‌گویند مرد تاجر خوب است و مهندس بی‌كار

وچرا در وسط سفره ما مدرك نیست 

كار ما نیست شناسایی هردمبیلی

كار ما نیست جواب غلطی تحمیلی

كار ما شاید این است كه مدرك در دست

فرم بی‌گاری هر شركت بی‌پیكر را پر بكنیم

خر زدن چیست؟

” خر زدن ” فرایندی که طی اون یک دانشجو از حالت طبیعی خارج شده و زمان زیادی رو به مطالعه میپردازه ؛ خر زدن شرط لازم و نه کافی برای استاد دانشگاه شدن هست ؛میشه اون رو جز آلرژی های فصلی به حساب آورد (فصل امتحانات) ؛ خر زدن در شبهای امتحان به صورت فراگیری در دانشجو ها ظاهر میشه و مهمترین علامت اون علاقه شدید به کتب درسی بخصوص کتبی هست که در طول ترم تمایل چندانی به اون ها نداریم ؛ از عوارض جانبی خر زدن میشه به سرخی چشم ها ، گودی و سیاهی زیر چشم و موارد مشابه صورت آرایش نشده در خانوم ها و موهای ژل نزده در آقایون اشاره کرد ؛ این مشکل نیاز به داروی خاصی نداره و بلافاصله بعد از اتمام فصل امتحانات بخودی خود برطرف میشه .

دانشجو؟

دوستان عزیز دانشجو....

نمیخواد به خودتون فشار بیارید و درس بخونید.....

چون....

حتی امام خمینی هم میگفت: (امید من به شما دبستانی هاست)

دانشجو مواظب باش!!!

خودکارتو گم کنی = خودکار نداری

خودکار نداشته باشی = جزوه نداری

جزوه نداشته باشی = درس نمی خونی

درس نخونی = پاس نمیشی

پاس نشی = مدرک نمی گیری

مدرک نگیری = کار گیرت نمیاد

کار نداشته باشی = پول نداری

پول نداشته باشی = غذا نداری

غذا نداشته باشی = لاغر مردنی میشی

لاغرمردنی بشی = زشت میشی

زشت بشی = عاشقت نمیشن

عاشقت نشن = ازدواج نمیکنی

ازدواج نکنی = بچه نداری

بچه نداشته باشی = تنهایی

تنها باشی = افسرده میشی

افسرده بشی = مریض میشی

مریض بشی = میمیری

.

.

.

.

پس حواست باشه خودکارتو گم نکن وگرنه میمیری...!!

استاد...

تو شیرینی منم فرهاد اُستاد
مثه قندیو من قنّاد اُستاد

به نزدت آمدم دانش بجویم
نگیر اِنقد به من ایراد اُستاد

به منچه اختلافِ آن دو خازن؟
اِلهی که بِشَن دلشاد اُستاد!

برایِ نمره به هرجا دویدم
شدم عینِ خودِ سَنباد اُستاد!

فدایت نمره که ارثِ پدر نیست!!
کمک کن واحدم اُفتاد اُستاد!

اگر درسِ تو را از بَر نکردم
نَده منفی بکن اِرشاد اُستاد!

همینجا می کنم تهدید جدّی!
یه کاری کن نشم معتاد استاد!!

قلم در دست تو مانند شمشیر
همین فرق تو با جلاد اُستاد

غم درسِ تورا از بس که خوردم
گرفتم زردیو غمباد اُستاد!

چرا اشکم اثر بر تو ندارد؟
کشیدی دورِ دل فولاد اُستاد؟

به من خورده نگیر آنجا که دیدی
دو چرخِ خودروات کمباد اُستاد!

تو آهویی برایِ خانواده
به ما که میرسی صیاد اُستاد

اگر دیدی کسی هوشَشَ به تو نیس
همه خوابن نزن فریاد اُستاد!

مرا یک آنتراک مهمان نکردی
دلم سرگرمی اَم میخواد اُستاد!

دو چِشمم چپ شُده کج مینویسم!
تقلّب را بکن آزاد اُستاد!!؟

رفیقم راضیو من هم که راضی!
مزاحمت نکن ایجاد اُستاد!

شکنجه میکنی با هر سوالَت
نداری تو خودت اولاد اُستاد؟؟

شبِ اولِ قبر را درک کردم
شبایِ امتحان،امداد اُستاد!!

اگر شاگردِ خوبی هم نبودم
تو خوبی کن به من مُرداد اُستاد!

ببین اِی مهربان با من چه کردی
شده وردِ زبان اُستاد اُستاد!

به من گفتی برو بیرون که حذفی!!
عجب حرفِ بدی مای گاد اُستاد!!!

حال و روز ما دانشجوها در ایام امتحانات

در طول ترم:

.

سه روز مانده به امتحان: .

.
دو روز مانده به امتحان:
.

.
شب امتحان:

.


.
یک ساعت مانده به امتحان:
.

.
سر جلسه امتحان:
.

.
هنگام خروج از جلسه:
.

.
یک هفته بعد از امتحان:


 

حقه ی شکست خورده ی 4 دانشجو

چهار دانشجو شب امتحان به جای درس خوندن به تفریح رفته بودن و هیچ آمادگی برای امتحان نداشتن.
روز امتحان به فکر چاره افتادند و حقه ای رو سوار کردن . به این صورت که سر و صورتشون رو کثیف کردن و مقداری هم لباساشون رو پاره کردن و تو ظاهرشون تغیراتی رو به وجود آوردن .
بعد به دانشگاه پیش استاد رفتند. ماجرا را این طور برا استاد گفتن... که دیشب به یه مراسم عروسی در خارج از شهر رفته بودیم. و در راه برگشت از شانس بد ما یکی از لاستیک های ماشین پنچر شد وبا هزار زحمت وهل دادن ماشین رو به حایی رسوندیم و این طور بود که به امادگی لازم برای روز امتحان نرسیدیم در نهایت قرار میشه که استاد سه روز دیگه یک امتحان اختصاصی برای این چهار نفر برگزار کند.
اون ها هم خوشحال از این موفقیت سه روز تمام درس می خونن و روز امتحان با اعتماد به نفس بالا به اتاق استاد میرن . استاد عنوان میکنه به خاطر خاص و خارج از نوبت بودن امتحان باید هرکدوم تو یه کلاس بشینند و امتحان بدن. انها هم به دلیل امادگی کامل موافقت میکنن...
امتحان حاوی دو سوال بود......
1- نام و نام خانوادگی (6نمره)
2- کدام لاستیک ماشین پنچر شد؟
(14نمره)
الف) لاستیک سمت راست جلو
ب)لاستیک سمت چت جلو
ج) لاستیک سمت راست عقب
د) لاستیک سمت چت عقب
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
نتیجه اخلاقی : اساتید دانشگاه خیلی بیشتر از اون چیزی که فکر میکنید باهوش و زرنگ هستند !

اندر حکایت شب امتحان....

بی همگان بسر شود ، بی تو بسر نمیشود
این شب امتحان من چرا سحر نمیشود ؟!
مولوی او که سر زده ، دوش به خوابم آمده
گفت که با یکی دو شب ، درس به سر نمیشود !
خر به افراط زدم * ، گیج شدم قاط زدم
قلدر الوات زدم ، باز سحر نمیشود !
استرس است و امتحان ، پیر شده ست این جوان
دوره آخر الزمان ، درس ثمر نمیشود !
مثل زمان مدرسه ، وضعیت افتضاح و سه
به زور جبر و هندسه ، گاو بشر نمیشود !
مهلت ترمیم گذشت ، کشتی ما به گل نشست
خواستمش حذف کنم ، وای دگر نمیشود !
هر چه بگی برای او ، خشم و غصب سزای او
چونکه به محضر پدر ، عذر پسر نمیشود
رفته ز بنده آبرو ، لیک ندانم از چه رو
این شب امتحان من ،دست بسر نمیشود
توپ شدم شوت شدم ، شاعر مشروط شدم
خنده کنی یا نکنی ، باز سحر نمیشود...!